Facebook
instagram
telegram

استرس و مقابله خانواده ها با کودک ناشنوا

بیشتر از 90% کودکان ناشنوا در خانواده های شنوا به دنیا می آیند که استرس را نه به خاطر مواجه شدن با این مشکل ،بلکه برای وفق دادن به نیاز های منحصر به فرد کودک ناشنوایشان،تجربه میکنند.این مقاله یک گزینش از اطلاعات خلاصه و مروری از سه رشته برای گسترش درک ما از وفق دادن خانواده با ناشنوایی است.
بحث شامل 1: مدل روانشناسی استرس فردی 2: مدل دانش خانواده از مدیریت استرس خانواده 3 : تطبیق خانواده با ناتوانایی هاست.

 


بخش آخر مقاله توسعه درک حرفه ای از تاثیرات دوجانبه بین کودک ناشنوا و خانواده هایشان را نشان میدهد و تحقیقات اخیر توصیف میکند که نشان داده شده است :که تاثیر ناشنوایی روی خانواده پیچیده و متنوع است.نتیجه نهایی این است که وفق دادن،استرس خانواده و مقابله با آن میتواند آنها را درمورد مسائل جاری در ناشنوایی آگاه کند. مثل کاشت حلزون،و پدیده دو زبانی.
والدین شنوا درجه هایی از غم و شوک و خشم و انکار را تجربه میکنند. که امروزه اموزش های شخصی برای حرفه ای شدن در زمینه ناشنوایی به طور روتین آموزش داده می شود.که خانواده ی شنوا غم و اندوه را در واکنش به تشخیص ناشنوایی کودکشان تجربه میکنند.

با این حال قبل از دهه 70میلادی عده ی کمی وفق دادن خانواده به ناشنوایی کودک را درک می کردند.در دهه های اخیر محققان و پزشکان گام های بزرگی در فهم تاثیر کودک ناشنوا بر خانواده برداشتند.اما متخصصان تنها در آغاز راه تنوع و پیچیدگی واکنش خانواده ها به ناشنوایی هستند.
بیش از 90% کودکان مبتلا به ناشنوایی عمیق در خانواده های عادی از نظر شنوایی بدنیا می آیند.فهمیدن این که یک بچه ناشنوا است استرس زیادی در خانواده هایی که تماس کمی با افراد ناشنوا داشته اند یا چیزهای کمی از مفهوم ناشنوایی می دانند.ایجاد میکند.

 


علاوه بر وفق دادن با شوک تشخیص اولیه خانواده ها باید یک درک اساسی از مشکل بدست بیاورند.والدین اغلب در وسایل تقویتی ،زبان اشاره ،روش های تحصیلی،مکان مدرسه و مسایل حقوقی غرق می شوند که همه اینها تقاضا برای ضمانت اتخاذ تصمیم های مناسب درمورد آینده کودک ناشنوا است.
متخصصان به دو دلیل احتیاج دارند تا بفهمند خانواده ها چگونه با کودک ناشنوا سازگار می شوند.اول : قانون فدرال مستلزم آن است که مداخله با کودک پیش دبستانی ناشنوا با تمرکز خانواده باشد بنابراین برنامه ریزی و اجرای برنامه های آموزشی برای کودکان و پیش دبستانی ها درک فرآیند خانوادگی را میطلبد.دوم :تحقیقات نشان میدهد که شایستگی و دستاورد و سازگاری در کودکان پیش دبستانی و کودکان مدرسه ای به سازگاری موفق خانواده بستگی دارد.
هدف این مقاله گزارش یه تحقیق جدید نیست بلکه 3رشته جداگانه را گردهم میاورد تا فهم ما را از سازگاری خانواده با کودک ناشنوا گسترش دهد.اولین رشته اطلاعاتی درمورد استرس های فردی و مقابله با از زمینه ی روانشناسی را شمل می شود . دومین رشته مدیریت استرس خانواده را دربرمیگیرد و سومین رشته شامل اطلاعاتی درمورد سازگاری خانواده به وجود کودک معلول است.که در این مقاله در مورد بخش اول بحث می شود.
استرس و مقابله : چشم انداز روانشناختی


علاقه ی روانشناسان به اینکه افراد چگونه با استرس کنار میآیند به طور مشخصی در 20 ،30 سال گذشته افزایش یافته است.در حال حاضر اغلب روانشناسان از مدل شناختی استرس و مقابله که به وسیله ی فولکمن ،شافر گسترش یافته،استفاده می کنند.مقابله به عنوان تغییرات افکار و رفتار که افراد برای مدیریت مطالبه ی خارجی یا داخلی معاملی مشخص شخص محیطی انجام میدهد،تعریف شده است.که این به عنوان استرس ارزیابی میشود.(فولکمن سال 1992)مقابله ، مفهوم یک پروسه ی جاری است که شامل سری از ارزیابی و واکنش ها به یک اتفاق استرس زا می باشد.3 نوع ارزیابی داریم : 1 اولیه که در آن فرد اهمیت این رویداد برای رفتارش را ارزیابی میکند. ثانویه :که در آن فرد رویداد را با توجه به گزینه ها و منابع در دسترسش بررسی میکند. : 3 بازارزیابی ، که به عنوان اطلاعات جدید که از داخل و بیرون دریافت کرده و پردازش می کند ،اتفاق میفتد.
روانشناسان ارزیابی شخص از یک رویداد استرس زا یک اقدام ضروری برای پروسه ی مقابله در نظر می گیرند.چون افراد در درک خود از وقایع باهم متفاوتند.
مسئله ای ممکن است برای کسی استرس زا باشد و برای دیگری به عنوان مسئله بی اهمیت تلقی شود.تشخیص ناشنوایی یک مثال زنده از اینکه چگونه مسائل می تواند به طور متفاوتی تفسیر شود،ارائه میکند. والدین شنوا اغلب تشخیص ناشنوایی در کودک را بسیار استرس زا تلقی میکنند.درحالیکه والدین ناشنوا معمولا ناشنوایی کودکشان را راحتتر قبول میکنند.علاوه بر این ارزیابی گزینه ها و منابع در دسترس بسته به وضعیت شنوایی والد و تجربه هایش متفاوت است.آشکار است که والد ناشنوا در تمام طول عمر خود تجربه ی مقابله با ناشنوایی و در نتیجه به منابع ناآشنا برای والد سالم دارند.هنگامی که یک رویدادی استرس زا ایجاد میشود افراد با فرایند های مقابله پاسخ می دهند.پروسه های مقابله جستجوی اطلاعات ،اقدام مستقیم ،مهار عمل و فرایندهای فکری را دربرمیگیرد.همه اینها در طول زمان متنوع است. فرایندهای مقابله 2 کاربرد دارند: نظم احساس یا تنظیم رابطه ی شخص - محیط.بنابراین رفتار مقابله در درجه اول احساس محور یا مشکل محور توصیف می شوند.برای مثال والدین کودک ناشنوا اغلب والدین کودک ناشنوا را جستجو میکنند تا احساساتشان را در مقابل ناشنوایی کودکشان مدیریت کنند.این یک مثال از مقابله ی احساس محور بود.از طرفی والدین سوال های متعددی در مورد گزینه های تحصیلی و ارتباطی با کودک ناشنوا دارند.این یک مثال از مقابله ی مسئله محور است.واضح است که استراتژی مقابله می تواند دو منظوره باشد.برای مثال اشخاص میتوانند با گرفتن اطلاعات هم راه حلی پیدا کنند و هم استرس خود را کاهش دهند.اما بیشتر این استراتژی ها برای یک هدف استفاده می شوند.
رفتار های مقابله مستلزم استفاده از 4 منبع طبق نظریه فولکمن است. 1: سلامت،انرژی و اخلاق 2 : مهارت های حل مشکل 3:منابع مفید (وضعیت مالی،برنامه های تحصیلی) و 4 : باورهای عمومی و خاص(عزت نفس،ایمان به خدا و...).
با توجه به ناشنوایی، منابع خانواده ممکن است شامل تجربه های گذشته در رابطه با معلولیت،دسترسی به گروه های حمایت از والدین،آشنایی با پروسه های آموزشی و حقوقی و ..
به طور خلاصه، مقابله در وهله اول ارزیابی عامل استرس(برای مثال ناشنوایی)،ومنابع در دسترس (گروه های حامی،برنامه های اموزشی و ..) و در وهله دوم ،انتخاب رفتار برای حل مشکل را در برمیگیرد.فولکمن و همکارانش اعتقاد دارند که این پروسه همیشه پویا و گاهی غیرآگاهانه است.

 

مهسا تهذیبی تهیه کننده:
کم شنوا
موسسه حمایت از افراد با افت شنوایی

ارسال نظر


Scroll to Top